امروز یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ شما در وایو موزیک هستید.
به مرجع دانلود آهنگ های ایرانی و دیس لاو "وایو موزیک "خوش آمدید.
شما اینجا هستید : خانه » دانلود اهنگ » دانلود آهنگ جدید میلاد راستاد به نام خوب که چی شه

تبلیغات

تبلیغات


کانال تلگرام وایو موزیک

دانلود آهنگ جدید میلاد راستاد به نام خوب که چی شه

Download music Mialad Rastad – khob ke chi she

دانلود آهنگ جدید میلاد راستاد به نام خوب که چی شه

دانلود آهنگ جدید میلاد راستاد به نام خوب که چی شه

  • 1
    خوب که چی شه
    نامشخص
    128
  • 2
    خوب که چی شه
    نامشخص
    320
yahoo email google google Plus stumbleupon linkedin digg cloob facenama twitter facebook
کانال تلگرام وایو موزیک

مطالب مشابه

برچسب ها

ارسال دیدگاه

۳۵۸ دیدگاه ارسال شده
  • Roz گفت:

    جیییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

    منتظرم

  • shaylin گفت:

    ساعت هشت و یه ربعه ولی هنوز منتشر نشده.

  • shaylin گفت:

    ای خاک توسرم اشتباه دیدم ساعت هفت و یه ربعه منم جوش آوردم که چرا منتشر نمیشه خخخخ

  • دنيا گفت:

    پس چرا لینک دانلود نمی یاد الان ساعت ٨:٠٠اااا
    😈😈😈😈😈

  • دنيا گفت:

    هیچ خری نیست جواب بده؟؟؟؟؟!!!!😤😬😡😠

  • Roz گفت:

    عالی بوووووووووووود

  • عاشق ولی دلشکسته نیستم گفت:

    واقعا عالیههههههه شاه دیس لاو میلاده

  • عاشق ولی دلشکسته نیستم گفت:

    سیما منم دهمم سرم شلوغ بود چند وقت تو سایت نبودم راستی اسمم رضا

  • عاشق ولی دلشکسته نیستم گفت:

    اهنگو گوش نداده بودم نظر دادم شرمنده
    این ترک در حد متوسطه
    فهمیدم که زود قضاوت نکنم

  • پاسارگاد مهد تمدن جهان گفت:

    خخخ منم گوش نداده میگم که متوسطه و گوش نخواهم داد

  • پاسارگاد مهد تمدن جهان گفت:

    ایول بایرن گل دومم زد

  • پاسارگاد مهد تمدن جهان گفت:

    سیما راستی جات خالی هفتم ابان روز کوروش کبیر پدر ایران زمین رفتم پاسارگاد

  • پاسارگاد مهد تمدن جهان گفت:

    یعنی می خواستم برما نزاشتن اینقد ایستو بازرسی ها شدید بود اینقد نیرو اورده بودن ارمگاه کوروش که مثل اینکه اطرافش داربست زده بودن اطراف پاسارگادم که رزمایش گذاشته بودن نمیدونم از چی میرستن

  • پاسارگاد مهد تمدن جهان گفت:

    ترسو میشد از تو رفتارشون خوند تدابیر شدید امنیتی بود میخواستن مردمو بترسونن ولی خودشون بیشتد ترسیده بودن

  • پاسارگاد مهد تمدن جهان گفت:

    من که از هر طرف خواستم برم پاسارگاد راهارو بسته بودن از چند راه رفتم همه بسته بود تو ایستوبازرسی مدارکو میگرفتن میگفتن دور بزن وقتی دور میزدی معطلت میکردن مدارکت میدادن میگفتن از همون راهی که اومدی برگرد

  • پاسارگاد مهد تمدن جهان گفت:

    من که نتونستم برم پاسارگاد ولی مهم نیس مهم اینه که من تلاشمو کردم میدونی این شعر حافظ که میگه
    از هر طرف برفتم جز وحشتم نیفزود
    باید اینجوری تصحیح کرد
    از هر طرف برفتم جز وحشتش نیافتم

  • shaylin گفت:

    سبک خودش نیس ولی عالیه

  • Mohammad D.n گفت:

    آهنگو از مرتضی اشرفی اسکی رفته

  • ارمان گفت:

    ارامش بخشه صداش تو این اهنگ 🙂

  • SIMA گفت:

    عالی بود میلاد فداتم
    خوشوقتم رضا جان هم اسم داداشمی من فکر کردم دختری خخ

  • mohammad گفت:

    دو سه تااهنگ میلاد به درد بخوره یه ساله خیلی چرت میخونه

  • SIMA گفت:

    واقعا??
    خوش بحالت گوگولی من خخخ خوش گذشت???

  • دنـــــیا گفت:

    کارای قبلی میلاد دلنشــــــــــــــین تر تر بود مجموعا خوب (:

  • عاشق ولی دلشکسته نیستم گفت:

    خوشبختم
    منده ترکم ها

  • iman milani گفت:

    بتتر از اون چیزیی بود فکدمبکردم

  • عاشق ولی دلشکسته نیستم گفت:

    اسم خواهر بزرگ منم سیماست
    بمب میلاد راستاد خون خوار ویلچر و وحشت هست و….

  • عاشق ولی دلشکسته نیستم گفت:

    جشن عقد. مردمک .ایست قلبی هم عالین
    ولی از حق نگذریم به نظر من شکنجه وسکسه یه چیز دیگس

  • دنیز گفت:

    عالی بودی داش من هستم شما هستید اما عشق من نیست داش ارشاد نیستش که
    دیگه صداتو با شوق گوش کنه

  • دنیز گفت:

    مردن عشقم همه باور کردن غیر من جلوی من گذاشتنش تو خاک ولی من هنوز میگم زندس ترو خدا کمکم کنید به اینا حالی کنم عشق من زندس دارم روانی میشم کم کم دیگه از همه پسرا سه حس بدی دارم میگرم البته ببخشید ا دکترش که فقط زرزر کرد متاسفم ولی نتونستم کاری بکنم به نظر شما چی کار کنم

  • SIMA گفت:

    این که خیلی عالیه هم شهری

  • SIMA گفت:

    واقعا??چ جالب ولی من خواهر کوچیکم داداشم ازم بزرگتره

  • دنیز گفت:

    سیما بنظرت چکار کنم

  • SIMA گفت:

    تو فقط قوی باش عزیزکم از خودت ضعف نشون نده

  • دنیز گفت:

    اجی سیما دیشب که آهنگ داش میلاد گوش میدادم دلم بیشتر خواست پاشه بکوبد تو دهن هرکسی که مردنشو باور داره
    اجی سیما بدون امیر هیچی نیستم که بخوام ضعفم نشون بدم
    وقتی داش میلاد آهنگ جدید میداد اگه بدونی با چه ذوقی میومد بهم خبر میداد بعدشم انگار بهش گفتن دنیز و بهت میدن
    اجی سیما نمیدونم درک میکنی یا نمیدونم درکم میکنی یا نه ولی من دیگر به خدا اعتقادندارم

  • دنیز گفت:

    منظورت از ضعف اینه که تو جمع یاد کارش میافتم غش غش میخندم بعدم یاد اینکه نیست انقد گریه میکنم که از حال میرم پسر دایمم حرصی میشه گریه میکنه امیر همیشه میگفت چشمان آبیت اگه بخاطر من گریه کنه خودمو میکشم خدا منو لعنت کنه نمیتونم پیش مامانش آخه این زنگ مو بود داد به من بوربون تا زیر باسم که جلوش چتریه چشمام از ده متر مشخصه امیر. بهم میگفت فضای برم چی بگم نمیگه خجالت نمیشه عشقش مرده موهاش ای رنگیه همیشه میگفت موهاتو بزنی حلالت نیکنام پس کاست ببین دارم میمرم ای سیما اگه تو بجای من بودی چکار میگردی البته دور از جونت اجی

  • دنیز گفت:

    اجی سیما کلاس چندمی یا چند سالته

  • دنیز گفت:

    اجی بنظرت امیر خوشحال میشم برم پیشش سر قبرش ساعت ۲۱:۲۲برم پیشش نترسه میدونم الان میگی دختره کسخوله ولی میترسم تنهایی اذیت شه برم حداقل سنگش بغل کنم

  • SIMA گفت:

    درکت میکنم عزیزم شاید عشق من نمرده باشه ولی برای منم با مردن هیچ فرقی نداره

  • SIMA گفت:

    من جای تو بدوم خودمو خلاص میکردم دور از جونت عزیزم

  • SIMA گفت:

    ۱۶سالمه گلم تو چن سالته

  • SIMA گفت:

    نه خواهری خوشحال نمیشه تو اون موقع از شب قبرستون باشی خدا رحمتش کنه

  • دنیز گفت:

    اجی دعا میکنم هرکس دلتو شکوند هزاران بار بدتر سرش بیاد
    یکی نیست بهم بگه با این قیافه زشتت دیگه امیدی نیست اجی توهم دعا کن بابام به مجازات کاراش بابت امیر خدا بزنه کمرش اخه باعث مرگش اونه میگفت حداقل باید برا خواستگاری دخترم یه ماشین ۱۰۰ میلیونی براش بگیر امیر ماشینش ۲۰۶ بود اونم با زور خرید بابام میگفت رشته تجربی باشه امیر رشته کامپیوتر بود گفت ۱ هفته بتونه بدون دخترم باشه که امیر اعتباری شد رفت خونشون ولی نرسید تصادف کرد بعد کمی بعد ۱ هفته مرد

  • دنیز گفت:

    پسر دایم با همه شراط های بابامو قبول کرد ولی من بمیرم قبول نمیکنم

  • دنیز گفت:

    اجی دارم بینشون دق میکنم دیشب میخواستم خودمو بکشم که با جیغی که من زدم داش دانیالم اومد پیشم بغلم کرد خوابید تو این روزا اون بهترین اتفاقه از من با اینکه بزرگتره ولی هیچوقت زور نمیگه داش منم عاشقه قراره بی اجازه بابام امواج کنه چون وضعشون بدتر از امیر بود ترو خدا برا داداشم اجی دعا کن چون طرف دختر خاله امیر اصلا آشنای تقصیر اون بود

  • محمد حرمت گفت:

    خوب خونده

  • دنیز گفت:

    من هم سن توم ۱۶ سالمه

  • دنیز گفت:

    اجی رشتته چیه

  • f.S گفت:

    واااااای باز میلاد جون ترکونده دمت گرم داداشی

  • SIMA گفت:

    ایشاالله به خواسته دلت برسی گلم فداتم

  • SIMA گفت:

    امیر پسر داییت بود؟؟؟؟

  • SIMA گفت:

    ایشاالله داداشتم به عشقش برسه

  • SIMA گفت:

    رشتم کامپیوتره گلم تو چی

  • نازآفرین گفت:

    سیما دلم برات تنگ شد گلی………………
    فرهاااااااااااکجایی امان ازاین جدای………

  • دنیز گفت:

    نه پسر دایم اسمش سعید امیر غریبه بود رشته ام حسابداریه

  • دنیز گفت:

    اجی خیلی دوست دارم

  • SIMA گفت:

    عه اسم تو باید سوگل باشه نه ناز افرین

  • SIMA گفت:

    موفق باشی عشق اجی منم خیلی دوستت دارم

  • بارانا گفت:

    میلادراستاد
    خب که چی شه دله من به رفتنت راضی نمیشه
    خب که چی شه توروازخداگرفتم بدمت دست غریبه ها که چی شه
    یه دیوونه حبس خونه کسی ازرفتنش اونو نترسوند
    منو نخندونید وقتی اون نباشه خنده مگه آسونه
    تونباشی نمیتونم مگه زوره خیلی زوده که بری ومن دلم کنه بهونه
    ای دیوونه این دلی که جاتو به هیچکی نمیده توی خونه نمی تونه
    چی شد یه دفعه چی شد منو تنها گذاشتی جاگذاشتی
    چی شد توتموم خاطرات قولو فرارات پاگذاشتی آخه چی شد دله دیوونه وعاشق من بوده گناشتی
    یه دیوونه حبس خونه کسی ازرفتنش اونو نترسوند
    منو نخندونید وقتی اون نباشه خنده مگه آسونه
    تونباشی نمیتونم مگه زوره خیلی زوده که بری ومن دلم کنه بهونه
    ای دیوونه این دلی که جاتو به هیچکی نمیده توی خونه نمی تونه

  • بارانا گفت:

    میلادراستاد
    خب که چی شه
    دله من به رفتنت راضی نمیشه
    خب که چی شه
    توروازخداگرفتم بدمت دست غریبه ها که چی شه
    یه دیوونه
    حبس خونه
    کسی ازرفتنش اونو نترسوند
    منو نخندونید
    وقتی اون نباشه خنده مگه آسونه
    تونباشی نمیتونم مگه زوره
    خیلی زوده که بری ومن دلم کنه بهونه
    ای دیوونه
    این دلی که جاتو به هیچکی نمیده توی خونه
    نمی تونه
    چی شد
    یه دفعه چی شد منو تنها گذاشتی
    جاگذاشتی
    چی شد
    توتموم خاطرات قولو قرارات پاگذاشتی
    آخه چی ش
    د دله دیوونه وعاشق من بوده گناشتی
    یه دیوونه
    حبس خونه
    کسی ازرفتنش اونو نترسوند
    منو نخندونید
    وقتی اون نباشه خنده مگه آسونه
    تونباشی نمیتونم مگه زوره
    خیلی زوده که بری ومن دلم کنه بهونه
    ای دیوونه
    این دلی که جاتو به هیچکی نمیده توی خونه
    نمی تونه

  • دنیز گفت:

    سه خبر دست اول مامانم منو برد پیش به فالگیر فالگیر گفت به زور میدنت به یه پسره پسره هم آشناست سر لجبازی باردار میشی

  • بارانا گفت:

    من به فالگیر مخصوصا فال تاروت ایمان دارم حقیقتو میگه هفته قبل پیش فالگیر بودم یه نمه به آیندم امیدوارشدم

  • دنیز گفت:

    بارانا جون کل خاندانمون به این فالگیر اعتقاد دارن بابام داره یه شرکت میسازه که براس خیلی مهمه اگه نشه ورشکست پیشه پسر دایمم سعید قبول کرد شریک بشه اما شرط گذاشت من تا آخر این ماه به عقدش دربیام منم نمیتونم همین کاری کنم چون عشقم تازه فوت شوده پسر دایمم از آوناست که هر شب بغلش یه دختر هس بابام داره مجبورم میکنه

  • دنیز گفت:

    چی کار کنم جام می رم از ترس اینکه فرار نکنم برام مراقب گذاشتن

  • بارانا گفت:

    چه زندگی سختی داری عزیزم
    اصلا نمی تونم چیزی بگم جزاینکه ازخدا بخوام خودش کمکت کنه به علاوه اینکه عشقت تازه فوت شده وفشار زیادی روته
    اگه می تونی باپدرت منطقی حرف بزن بازم بهترازهیچیه توداری به خاطر یه معادله ی ناچیز کل زندگی وآرزوهاتو قربانی می کنی

  • دنیز گفت:

    حرف زدم منطق آوردم ولی خو حرف حرف خودشه میگه من صلاح خودتو با زندگیمونومیخوام کل خانواده مادرم ندونه منکه میدونم سعید چرا منو میخواهد چون من به خانواده بابام رفتم یعنی هیچیم به خانواده مادرم نرفته چشمام آبی از ده متر تو ذوق موهام بور تازیر باسنم که جلوش چتری لاغرم سفیدم دماغم کوچیکه سعید منوبه خاطر قیافهم منو میخواهد کالا سعید دور دخترای میادکه تکن منم تو خانوادی مادریم تکم یعنی هیچکدام ازدختران شبیه من نیستم بعد دختر تیریش مامانی نیستم لجباز و غد مغرورم سعیدم بارا همین حتی بابامو تهدیدم کرده گفته اگه اینکار نکنید بابام دو ملیون دستش داره میرم شکایت میکنم همه میدنن اگه منو سعید بریم زیر یه سقف از دست کلکل های هم دیگه یکی رو ازهمه سکته میدیم پسری اشغال دیشب اومده میگه خوشگل وحشی آدمت میکنم امیر به من از گل کمتر نگفته بود این به من میگه وحشی

  • بارانا گفت:

    چی بگم
    امیدوارم بااین مسئله کناربیای سخته اما اگه نتونی بیشترازهمه خودت آسیب می بینی

  • دنیز گفت:

    بارانا جون الان نزدیک دو روزه به عقد سعید دراومدم از دیدن خانوادم منع شدم مخصوصا دانیال داداشم خط منم عوض کرده میبرد مدرسه میاره بعدم درو قفل میکنه میره سر کار بابام داره شرکت میسازه هرشبم به دختر میاره خونه منم اتاقم جداست نذاشتم بهم دست بزنه صدای جیغ دخترا اذیتم میکنه امروزم باهم دعوا کردیم بهم گفت امشبم از اتاقت بیرون نیا تا صبح ولی هنوز نیومده امشب باید به کاری کنم تا همه دخترای تهران بدبخت نکرده
    دلم تنگ شده تو این خونه دارم میپوسم الان بیشتر از قبل دلم برا عشقم تنگ شده خیلی بارانا جون چکار کنم اجی سیما تو به چیزی بگو

  • بارانا گفت:

    چی کارکنی؟ مگه اون جنمی که برات ساخته چاره ای هم داره غصه ی دخترارو نخور حواست به خودت باشه
    به زودی سروقت خودتم میاد تااون موقع باید یه کاری بکنی ببین اول موهاتو کوتاه کن بعدشم یه سیر همیشه پیشت باشه تاخواست بیاد سروقت یه ها بکنی یه نیمچه ضربه فنی میشه ازش فرار نکن بدتر میکنه زندگیبت شبیه رماناست

  • بارانا گفت:

    اگه این حقیقت زندگیت باشه قول میدم عاشقش میشی واون عشقی که به خاک سپردیش یه دوست داشتن به حساب میاد دربرابرعشق عظیمتون پشت این همه تنهایی وبی کسی یه دنیا خوشبختی نهفته است فقط کافیست صبر کنی امیدوارم حقیقت وگفته باشی

  • دنیز گفت:

    دوستامم همه میگن زندگی تورو باید به عنوان رمان نوشت بعدش دست به موهام بزنم که امیر که هنو به زنده بودنش امید دارم دیگه منو نخواد دیشب رفتم به دختره که تو هال نشسته بود رو پای سعید تکیه انداختم که خجالت نمیکشی رو پای شوهر من نشستی سعید زد تو دهنم گفت برو تو اتاقت من هیچوقت فکر نمیکنم عاشق سگی به اسم سعید شم بعدشم جهنمی که برامن درست کرده من بدترشو براش میسازم

  • بارانا گفت:

    الهی نه موهاتو دست نزن من اشتباه کردم بعدشم ازاون اتاقت بیرون نیا اینقدر شوهر شوهر نکن مگه ازجونت سیر شدی
    عاشقش میشی حالا ببین یه جوری که نه راه پس داری نه راه پیش

  • دنیز گفت:

    من نه عمرا مرسی تنفر بهتره امروز یواشکی رفتم پیش همسایه که تازه زایمان کرده سعید فهمید چون من عشق بچه ام اومده بود بهم داشت میخندید دعوام نکرد بنظرت چرا امروز سر کلاس فیزیک داشتیم با رفاقم داشتیم چرت میزنیم که یهو بلند گفتم به حق همین زنگ فیزیک بیوه شم صلوات دوستام از خنده ترکیدن بعدش منو فحش میدادن و میزان تو سرم ولی واقعا من این حس دارم که بیمیره

  • دنیز گفت:

    عصر مگه خیلی اتش آوری آدم دوست داره لمست کنه شب منتظر باش منم در حال حاضر تو اتاق و در قفل است

  • بارانا گفت:

    خدا به دادت برسه که نمی رسه چون تو فالت یه بچه ای هست وای عزیزم مراقب خودت باش اون سیر هم یادت نره
    به امی موفقیتت عزیزم

  • بارانا گفت:

    خدا به دادت برسه که نمی رسه چون تو فالت یه بچه ای هست وای عزیزم مراقب خودت باش اون سیر هم یادت نره
    به امید موفقیتت عزیزم

  • دنیز گفت:

    بارانا بنظرت چکار کنم حوصله ام تو خونه پوکید دوستام میگن باهاش مهربون شو بنظر تو چکار کنم میگن اگه مهربون شی اعتمادش بدست بیاری میتوانی فرار کنی تو میگی چیکار کنم مردم از تنهای

  • دنیز گفت:

    تو خونه این سگ پیاز پیدا نمیشه چه برسه به سیر اجی

  • بارانا گفت:

    فرارو ازسرت بیرون کن اینی که تومیگی اگه آب بشیی بری توزمین پیدات میکنه بااین کارت فقط عصبی ترش میکنی اون موقع دیگه حسابت باکرام الکاتبینه عزیزمن
    بهتره سرنوشتت روقبول کنی وباهاش کناربیای.کتاب بخون درس نداری مگه اونارو بخون وب گردی وچت کن بروخونه همسایتون بچه داری و…

  • دنیز گفت:

    من برم یه چی بدم کوفت کنه بعد بیام

  • SIMA گفت:

    فدای هردوتاتون بشم

  • SIMA گفت:

    میدونی چیه دنیز من الان دارم با مردی زندگی میکنم که دوسش ندارم خودمم موندم نمیدونم چیکار کنم خودمو بکشم ،یا زندگی کنم ولی دوس ندارم زندگی کنم اخه وقتی بهم دست میزنه از شدت تنفرم بهش گریه ام میگیره شنیدی که میگن عشق بعد ازدواج میاد سراغت ولی من رفته رفته دارم از متنفرتر میشم نمیدونم چیکار کنم خانوادمم فهمیدن و همیشه و هردقیقه دارن نصیحتم میکنن…دلم میخواد بمیرم هرشب دارم برای مرگم ارزو میکنم

  • بارانا گفت:

    من باید فدای جفتتون بشم که زندگیاتون داره نابودتون میکنه الهی بمیرم براتون

  • SIMA گفت:

    خدانکنه ابجی گلم اینجوری میگی گریه ام میگیره

  • دنیز گفت:

    دیشب سعید میگه حالم از خودم بهم میخورد میگم چرا میگه باوجود اینکه عاشق توم ولی دارم هرزه بازی میکنم بهش میگن خو نکن کی زورت کرده میگه تلافی حس تورو رو سر اونا خالی میکنم ولی دیگه تا نقد هس چرا نسیه بهش پوزخند زدم اومدم برم تو اتاقم دستمو کشوند تو اتاق درو قفل کرد کار خودشو بلاخره کرد دیشب از درد داشتم میمردم صبح پاشده از رو کتاب آشپزی کاری درست کرده به زور به کار خودشو بلاخره کرد دیشب از درد داشتم میمردم صبح پاشده از رو کتاب آشپزی کاری درست کرده به زور به به خوردم داد حالم از خودم بهم میخوره جواب امیر چی بدم بگم تو دست نزدی اون دست زد

  • دنیز گفت:

    امروز سعید شرکت نرفت منم نمیدونم چرا سر گیچ دارم شما نمیدونید چرا اینجوری شدم ۱ شنبه تولد ۲۳ سالگیشه دوس دارم بمیرم

  • دنیز گفت:

    ای دارم از حالت تهوع جون مردم از صبح به جز اون کاچی زیرکی هیچی نخوردم چکار کنم

  • دنیز گفت:

    اجی مردم از حالت تهوع از صبح به جز اون کاچی نتونستم لب به چیزی بزنم چکار کنم

  • SIMA گفت:

    خدانکنه گلم اینجوری نگو

  • دنیز گفت:

    اجی سیما بارانا جون امروز هوس ترشیجات کرده بودم ولی باز تابوش بهم خورد حالم بد شد دیشب رفتارم عجیب شده بود هوس بو کردن تن سعید کرده بودم انقد درگیر بودم که برم نرم که تا صبح نخوابیدم دوستام به شوخی میگن بارداری الانم باز دوست دارم سعید و بو کنم لعنتی معلوم نیست چم شده چکار کنم آبرو پسره اگه قرار باشه کلی هوس کنم

  • دنیز گفت:

    بارانا جون بجای اینکه من هم فدای تو هم پیش مرگت شم تو اینطور میگی من دوست دارم بمیرم از صحنه روزگار محو شم

  • دنیز گفت:

    آبروم پیش سعید میر ه که اگه بهش بگم هوس بوتو کردم از دیشب افتاد این هوس به جونم چکار کنم؟

  • SIMA گفت:

    نه عزیزم به این زودیا باردار نمیشی حدود دوسه ماهی طول میکشه که باردار بشی والا من که فقط همینقدر میدونم عزیز دلم

  • SIMA گفت:

    خوب کاری که سعید کرده منظورم … هستش شما الان دیگه دونفر نیستین بلکه یه نفرین شاید بخاطر همون باشه که دوس داری بوش کنی

  • بارانا گفت:

    مبارک باشه دنیز جون تاسه ماه اول هوس ترشیجات میکنی به احتمال زیادی بچت دختره استراحتتو داشته باش احتمال سقط بچه تا سه ماهه اول بارداری زیاده سعی کن هرچی که هوس می کنی رو بخوری تا تقویت بشی به اون آقای محترم هم علائم تو بگو شاید فهمید بارداری اومد پیشت یه آزمایشم بده تا آزمایش بدی از بی بی چک استفاده کن ببین بابا شدن آقا سعیدتون حتمیه آیا
    وااااااااای سیما خاله شدیم رفت اوم سیما اسمشو چی بگیریم خوشکل خاله رو؟

  • بارانا گفت:

    به نظرم بهتره زودتر آزمایش بدی و جوابشو بگیری تاواسه تولدش دست پر بری بهتری کادویی که میتونه از عشقش بگیره یه فسقلی ۵روزه وای عالی دنیز همین کارو کن

  • دنیز گفت:

    فردا تولدش ه میخواهم الان بریم وسایلش سفارش بدیم فعلا

  • دنیز گفت:

    امروز بدون اینکه بهش بگم بی بی چک گرفتم مثبت بود یک ساعت پیش بهش گفتم سعید تولت پیش منه جوری داد زد که فکر کردم تولش سقط شود فردا که تعطیله پس فردا میریم سونو همه دخترا پسرای جمع فهمیدن ای نمی دونم باید خوشحال باشم یا بزنم زیر گریه که توله سعید پیش منه من هیپاپ میرقصم ولی امشب نزاشت برقصم میگه خطرناکه میگه

  • دنیز گفت:

    من عشق اون هستم ولی اون نه

  • دنیز گفت:

    راستی مگه حرکات هیپاپ برا توله سعید خطرناکه که نزاشت برقصم

  • دنیز گفت:

    میگه باید از امشب پیش هم بخوابیم وگرنه من پیام تو اتاق تو

  • SIMA گفت:

    واااااای باورم نمیشه برای بار دوم دارم خاله میشم اخ جون مبارکه خواهر گلم…نامزد منم زودتر بچه میخواد منم که سه سال دیگه عروسی میکنم بخاطر سنم دوسال بعد عروسیم بچه دار میشم اونم فقط بچه دختر

  • SIMA گفت:

    ادمین جان یه وقت کامنتامونو نخونی زشته بخدا خخخخخ

  • دنیز گفت:

    چکار کنم

  • دنیز گفت:

    بچه ها این سعید چشه دیشب دوستش گفت بیاید قلیون سعید بهش گفت از این به بعد نه از ده متری خونم یا دنیز حق ندارید از این گوها بکشید چه برسه که اینکه الان بیخ گوشتونه خر کیف شدم ازاین حرفش ولی خو نباید دلمو به این حرفا خوش کنم بچه ها که رفتن با خوشحالی اومد گفت بهترین کادو که هیچ احدی ناصی نمیتونست بهم بده رو تو دادی حالا چطور ی فهمیدی علائم گفتم البته هوس شدیدم نسبت به بوی تنشو فاکتور کردم که دیدم پنچر شد گفتم چته گفت آخه مامانم شدید هوس بوی تن بابامو میکند سر هستی گفتم شاید توهم اینطور باشی که کادو تولدم ۱۰ برابر شه گفتم خو راستش ازت میترسم وگرنه منم به زن دایم رفتم شایدم از اون بدتر توق نداشتم که یهو بوسم کنه ولی پنکه میدانم همه اینا بخاطر بچشه بچش که بدنیا اومد اون موقع دنیز خر کیه

  • دنیز گفت:

    از دیشبم که هوس شدیدم نسبت به بوی تنش فهمید اصلا بلوز نمیپوشه یا اینکه زورم کرده از این به بعد پیش خودش بخوابم امروز پاشده میگه دنیز بچم باباشو خیلی دوس داره که مامانش هوس بوی تنشو کنه قربون بچم که هامو داره

  • دنیز گفت:

    خو خاله جوناش اسمش با شماهاست ها

  • SIMA گفت:

    عه ادمین جان نمیشه حالا کامنتای این پستو نخونی ??خوب اخه ادم چیز میشه والا

  • SIMA گفت:

    اگه پسر باشه اسمشو بزار برهان اگرم دختر باشه اسمشو بزار سوین البته حق انتخاب باخودته ها ما اینجا آلو ایم فقط نظر میدیم

  • دنیز گفت:

    دخترا امروز خیلی خوشحالم ۱ چون بعد از به دنیا اومدن بچه میتوانم فرار کنم ۲ اینکه سه سال دیگر عروسی افتادیم نمی دونم درسته یا نه ولی بعد از اینکه بچش بدنی اومد بدون اینکه بچه رو ببینم یا به کسی بگم در میرم بنظرتون این خودخواهیه محض نمیدونم ولی اگه اینکار نکنم بدبختم میکنم منکه میدانم اون فقط بچشو میخواهد بنظرتون این خودخواهیه محض نمیدونم ولی اگه اینکار نکنم بدبختم میکنم منکه میدانم اون فقط

  • دنیز گفت:

    اجی سیما به نامزدت بگو توله سگ سعید سگو میخواد

  • دنیز گفت:

    البته شماها باید اسمشو انتخاب کنید منکه قرار نیست در حقش مادری کنم

  • دنیز گفت:

    راستی نگفتی مگه حرکات هییپاپ برا توله سعید خطرناک که نمکزارها دیگر برقصم

  • دنیز گفت:

    خو آدمین به کجا ت بر میخورد حرف اجیمو زمین نندازی

  • بارانا گفت:

    ادمین شما که یه مدت بدون خوندن تایید می کردی !
    منظور سیما خجالت زده شدن
    سیما ما اگه خجالت میکشیدیم اصلا هیچی نمی گفتیم معلوم نیست چند نفر دیگه دارن این پست و می خونن اون وقت تو اد گیر دادی به ادمین …بابا خجول من

  • بارانا گفت:

    مثلا ما می خوایم در حقش مادری کنیم که اسمشو انتخاب کنیم به زندگیت بچسب عزیزم به امید فرار امروزات رو خراب نکن ببین تو الان مادر شدی سرپرست یه کوچولو که تو وجودتو بخشی از اونه منطقی باش حرفی که من به همه می زنم فرار کنی که چی بشه؟ ببین بعداز نه ماه مهر بچه چنان به دلت میوفته که رها کردنش سخته خیلی و اینکه پدرش زیر سنگم باشی پیدات میکنه دیگه بدبخت میشی دنیز جون عزیزم به نظرت بعد نه ماه کنارهم بودن به همسرت علاقه پیدا نمی کنی حالا بگی نه بهش عادت که می کنی و اینم بدون که ترک عادت موجب مرض است

  • بارانا گفت:

    هیپاپ یه هر رقص دیگه ای آدم سالم و دورزو میندازه من خودم شافل کار می کنم پاندارم به خدا فلج فلجم اونوقت تو با اون بچت می خوای پشت ورو بشی حرفا میزنیا .عجب.

  • دنیز گفت:

    من معتاد هیپاپم ولی اون نذاشته که از دیشب برقصم دوست دارم لهش کنم اصلا ای مگه خودت نگفتی ترک عادت موجب مرضه خو من عادت کردم تو یک روز ۲ ساعت برقصم امروز عین دیوانه ها به همه گیر دادم ولی اجی منم میترسم دیگه میترسم عاشق امیر شم آخه از وقتی فهمیدم مامان بچم قرار بشم دیگه به امیر فک نکردم اسمش به غیر از الان نبرده بودم نمی دونم چی میشه خل شدم سعید طفل که تو کل روز هم حواسش به منه هم بدون بلوز میگرددکه اگه هوس کردم خجالت نکشم که خودش سرما خورد

  • دنیز گفت:

    عاشق سعید شم

  • بارانا گفت:

    نوناشون؟!
    اگه محرم نبودین که ما زندگیمونو تو تک تک این پستا نمی نوشتیم ..

  • SIMA گفت:

    خخخخخخ بارانا راس میگیا ما کجا خجالت کجا خخخ خیلی ممنون ادمین جان برادر محرم گرامی ینی واقعا میخونی دیگه ??حالا نمیشه نخونده تایید کنی نگران نباش حرف زشت نمیزنیم بخدا خخخخخ

  • دنیز گفت:

    ☺☺☺😍

  • دنیز گفت:

    منم که کلا با خجالت دشمن خونیم

  • دنیز گفت:

    بخاطر اینکه دختر خیلی ماه و خوبیم دیگر از فرار حرف نمیزنم بعدشم سعی میکنم تو دلم برا این دوتا جا باز کنم مثل شما که دلم جا باز کردید😊😊☺☺😍😍

  • SIMA گفت:

    فدات ادمین جان یدونه ای برادر محرم گرامی😍😘

  • دنیز گفت:

    بارانا جوننننننننن امروز رفتیم سو نو از راه مدرسه گفت دو هفتت هنوز نشده شنبه میری تو دوهفته بعدش رفتیم سیسمونی سه تا پلاستیک لباس گرفت با کلی اسباب بازی شیشه شیر از ذوقم از ساعت ۶ تاحالا ۱۰ بار دیدمشون خیلی نازن بارانا جون ای سیما بدبخت سعید از این همه محبت یخ دفعه من شاخ درآورد امروز بعد از زنگ خونه با یکی از دخترای که از اول زنگ رو مخم بود دعوام شد تا میتوانست کتک خورد نوشته بودم روش فقط میزنم که سعید با مدیر و ناظمان جدامون کردن برا دختره اند خط و نشون کشیدن مدیر گفت فردا سه راست میای دفتر دکتر به سعید مگه زنتو از جنگ ورداشته آوردی که اینقدر خاکیه میخواهم به خودم بقبولونم که من الان زن پسر جون هستم که خیلی نیاز های جسمی یا روحی داره میخواهم کنار بیام بنظرت درسته

  • دنیز گفت:

    سیما و بهت نصیحت میکنم زود دست بکار شی آخه وقتی اون لباس کوچولو هارو میبینی نی نی تو تصور کنی خیلی شیرینه

  • دنیز گفت:

    منو این همه شادی تو یه😜😜😜😎😎😎 روز محاله

  • بارانا گفت:

    فدای تو دنیز عزیزم
    خب دیگه داری به حرفام میرسی خوشبخت شی گلم
    جمع جمعه خانمای متاهله بهتره بنده رفع زحمت کنم تا چشم وگوشم باز نشده

  • SIMA گفت:

    انشاءلله درست میشه عزیزم واقعا خیلی خوشحال شدم

  • SIMA گفت:

    من بچه دوست ندارم 🙁

  • SIMA گفت:

    اونم بچه ای که مال خودم باشه پدرش کسی باشه که من ازش متنفرم

  • دنیز گفت:

    اجی بارانا میخواهم به حرفات گوش بدم سفت و سخت بچسبم به زندگیم به شوهرم به بچم از وقتی زد تو دهنم دیگر دختر نیاورد خونه درم دیگر روم قفل نمیکنه ولی میترسم حرفی سعید زود گذر باشه ولم کنه بره اونوقت من میمونو به قلب شکسته که بار دوم شکست اونم بدتر از اولین شکست بدتر از بار اول میشه نمیدونم چکار کنم

  • دنیز گفت:

    نه اصلا من غلط کنم بخوام اینرو به عنوان شوهر و بچم قبول کنم اگه باران تو بری من دق میکنم

  • یاسی گفت:

    عالـــــــــــــــــیه مث همیشه

  • SIMA گفت:

    سلام ادمین خوبی میگم تو پست میلاد راستاد” چرا “کامنت گذاشته بودم اخرش نوشته بودم ma chere میگم اونو تاییدش کنا چون به زبان فرانسوی میشه عزیزم ….ممنون دیگه فدات

  • SIMA گفت:

    چی جفنگ شده?

  • بارانا گفت:

    خوشحالم که حرفام یه جایی به دردت خورد و خیلی ممنونم که به حرفام اهمیت دادی و سعی کردی تاجایی که می تونی خودتو با تغییرات سازگار کنی عزیز دلم بهترین راه همینیه که خودت بهش رسیدی حالا که تصمیمت جدی شده باید از پایه بنای این زندگی رو بسازی مستحکمش کنی تا دیگه با هیچ بادو طوفانی خدایی نکرده بلرزه یا خراب بشه به آقا سعید هم روی خوش نشون بده هرچی نباشه بابای بچته ویه گوشی هم تو قلبت جا داره هر چی بگذره بیشترو بیشتر تمام وجودتو تحت سلطش در میاره به زندگیت روال عادی بده هر چی سختی وناراحتی کشیدی بذار کنارو یه فصل جدید از زندگیتو آغاز کن تنهاییاتو تو خودتو حل کن و خوشبختی تو جار بزن نبینم دیگه بیای اینجا ناراحت باشی اون وروجک خاله چه گناهی داره آخه.. خوشبخت ترین بچه دنیاش کن با کمک همسرت آخه تو تحمل دوری این آقا سعید رو داری که اینهمه ازش فاصله می گیری از لحاظ فکری شما هنوز به هم نزدیک نشدین اونم که فقط نزدیکی رو تو چیزای دیگه ای میبینه بد بخت واسه همینه خونه لخت می گرده

  • بارانا گفت:

    شما خیلی معذرت می خوام غلط میکنی اونا رو به عنوان همسرو بچت قبول نکنی آخه مهربونم چه جوری دلت میاد
    میام میزنمتا خدا نکنه گلم کجا می خوام برم من آخه از این حرفا نزن باشه خانم خوب

  • دنیز گفت:

    بارانا وروجکت دیوانم کرد بس که حالم بد شد دخترا یه خبر دسته اول دیشب سعید اسم های رو که دوست داشت گفت گفتش که اگه پرنسس شد آیدا اگه پرنس شد آرمان ولی من میگم اگه جوجم دختر شد رها اگه پسر شد رامین تا ساعت ۲ سر این موضوع بحث کردیم که آخرشم دیدیم به جای نمیرسیم رفتیم خواب امروزم سعید تب داره موندم چکار کنم عین بچه ها شده مربی هیپاپم گفت دو هفته ست نمایی برا مسابقه هم نیامدی دیگر نیا یه جورای میخواهم باعث خوشحالی سعید شم شاید اون هنوز خواهر مادر پدرشو برادرش قبول داشته باشه ولی پنکه دیگر جز داداشم از خانوادم کسی رو قبول ندارم

  • دنیز گفت:

    دارم میمیرم از درد حالت تهوع چی کار کنم

  • دنیز گفت:

    عاشقتونم عاشق

  • SIMA گفت:

    ااااااااااااااااااااددددددددددددمممممممممممممییییییییییییینننننننننننن چراااااا پست میلادو بستییییییییییییییییی ندیدی دختره عقب مونده چیا بهم گفتتتتتتت وااااااای خداااااااااااااا داره دود از سرررم بلند میشههههههه دارم دیوونه میشمممممم لاقل کامنتاشو پاک کن که چشمممممممم نبینتشوووووون اااییی خددددا

  • SIMA گفت:

    من تا حساب اون دختره رو نرسم اروم نمیشممممممممممم

  • دنیز گفت:

    کسی چیزی بهت گفته اجی

  • SIMA گفت:

    چییییییییییییییییییییییی??????????????من کوتاه بیاممممممم واقعا که دارم میمیرممم اااااییییی خخخدددددددااااااااااا باشه من کوتاه میام ولی اون کامنتای اخریه دختره رو پاک کن تا چشمم نبینتشون اعصابم بهم میریزه

  • SIMA گفت:

    اره یه دختره احمق اومده میخواد قورتم بده نکبت من که چیزی بهش نگفتم من فقط نظرمو گفتم مگه نه ادمین تو خودت قضاوت کن

  • دنیز گفت:

    تو کدوم پست کامنات گذاشته بگو خودم برم سراغش دختری ….. ای اعصاب خودتو خورد نکن تو چیزی که گفتم بهم بگو خودم میرم سراغش

  • دنیز گفت:

    دخترا چه خبرا ؟

  • SIMA گفت:

    نه عزیزم خودم باید ماس مالیش کنم

  • دنیز گفت:

    ماست مالی فایده نداره اینطور پرو تر میشه راستی خودت گلم با نامزدت بهتری الان چطوریت؟

  • SIMA گفت:

    فدا گلم نه بابا مثل همیشه دختره احمق اعصابمو بهم ریخته

  • دنیز گفت:

    وللش راستی خاله سیما بچم اگه به باباش بره من میدانم با توها

  • دنیز گفت:

    سیما سه شنبه داشتن از رو نرده های مدرسه سر میخورم همون دختره که باهاش دعوام شد جلومو گرفت منم کلا افتادم از رو مردها رو پله ها سعید ندید ولی نمیدونم از کجا پیدا ش شد منو برد دکتر دکتر گفت احتمال سقدش خیلی بود شانس آوردید محکم تر نخورد زمین

  • دنیز گفت:

    دیشب کلی باهام دعوا کرده

  • دنیز گفت:

    سیما اون چه حرفی بود بهش گفتی من معنیش دستو پا شکسته فهمیدم

  • دنیز گفت:

    سیما اجی اون چه حرفی بود من هنوز تو شوکم راستی اگه ترکی میفهمی آینو از طرف خودت به نامزدت بگو Seni çok seviyorum

  • SIMA گفت:

    خخ اره گلم من خودم ترکم

  • SIMA گفت:

    خداروشکر که اتفاقی نیافتاده

  • SIMA گفت:

    کدوم حرف گلم

  • SIMA گفت:

    عمرا این حرفو بهش بگم

  • دنیز گفت:

    میگی خوبم میگی مگه دست خودته باید بهش بگی دوست دارم سیما هوس یه چی کردم سعید متنفر ازش میترسم بهش بگم

  • SIMA گفت:

    حالم خوب نیس دنیز داغونم دیگه سیگارم ارومم نمیکنه نمیدونم چیکار کنم خودمو دار بزنم??چیکار کنم …

  • دنیز گفت:

    بیخود میکنی کردی زندگیت کن مگه همسن نیستیم

  • دنیز گفت:

    نگا کن منم دارم میسوزم میسازم الان دو روزم هست که انگار من جن شدم سعید بسم الله اصلا جلوش نمیرم

  • فاطی گفت:

    دنیز جون ی سوال تو ک دیگ متاهل شدی چجوری مدرسه قبول کرده ؟؟؟

  • SIMA گفت:

    شاید منم یه روز بدون خداحافظی رفتم….

  • دنیز گفت:

    ماهی هفتصدو سی تومن میده شوهرم به مدرسه

  • فاطی گفت:

    دولتیه مدرست ؟؟؟

  • دنیز گفت:

    یلداتون مبارک

  • SIMA گفت:

    یلدای شمام مبارک عسلام

  • دنیز گفت:

    چه یلدای فردا شب عروسی داداشش یعنی پسر دایم سامانه دادش بزرگه سعید مبشه مامانم اینا هم میان ولی حق ندارم طرفشون برم چه برسه بگم باردارم قراره مامان بزرگ و دای و بابا بزرگ میشن دلم داره پرپر میزنه از شوق نتونستم خوب امتحانمو بخونم از دورم شد میخواهم ببینمشون بعد ۳ ماه بعدم توهم سعیت کن جون من

  • SIMA گفت:

    انشاءلله اوضاعت بهتر میشه گلم

  • دنیز گفت:

    بهت بگم من سیما خانوم من عروس میخواهم پس زود تر دست به کار شد با اقاتون پسر بنده رو زیاد معطل نکنید چون زیادی مغروره

  • SIMA گفت:

    هه زهی خیال باطل…

  • دنیز گفت:

    خیال باطل چه من عروس میخواهم مگه دست تو

  • SIMA گفت:

    ولی من فقط مرگ میخوام بنظرت زیادیه????

  • بارانا گفت:

    بچه ها خوبین؟
    چه خبر سیما جونم ؟
    دنیز خوبی عزیزم ؟ عشق خاله خوبه؟

  • دنیز گفت:

    بنظرت زیادی که میخواهم پیشم باشی اخه سیما نمی دونم چرا ولی خیلی خیلی دوست دارم اصلا اون نامزدت کنار نمی خوام فندق منو ببینی قول میدم اگه پسر شد تو عروسم شی خب همیشه هم پیش خودم باشی

  • دنیز گفت:

    وای بارانا چه عجب اومدی پدرم درآمده تو همین دو ماهگی سه کیلو اضافه کردم استالیم اگه بهم بخوره چه خاکی بریزم تو سرم بله فندوقم سلام میرسونه خالش تو چکار میکنی بارانا به چیز به این سیما بگو

  • SIMA گفت:

    دنیز نمیشه من خسته شدم دیگه نمیتونم تحمل کنم من خیلی دارم عذاب میکشم

  • SIMA گفت:

    منم خیلی دوست دارم ولی دیگه صبرم سر اومده

  • SIMA گفت:

    فداتونم دخیام مدرسه ها چطوره خوب پیش میره

  • بارانا گفت:

    الهی فدات بشم مامان نمونه هوای فندوق خاله رو داشته باش که نیومده دلم براش میره هوای خودتم داشته باش به زور بخور تقویت شی عزیزم اینا طبیعی یه فندق کپل دردسر داره دیگه
    سلام منم بهش برسون نازه خاله رو

  • بارانا گفت:

    چی بگم دنیز خیییییییییلی بهش گفتم اما بعضی وقتا باید ساکت شدودرک کرد متوجه ای که سیما الان نیاز داره درک بشه نه نصیحت چون دیگه هیچ تاثیری نداره باید بااین حالش کنار بیاد چون تا آخر عمرش شاید کم رنگ بشه اما ازبین نمیره

  • بارانا گفت:

    سیما عزیزم فقط تحمل کن و توکل
    ……..همین………

  • بارانا گفت:

    مدرسه
    بد خیییییییییییییییییییلی بد
    فردا امتحان ریاضی ترم دارم لای کتاب و باز نکردم نمی دونم چرا جدیدا نمی تونم درس بخونم خدا به دادم برسه
    با معلم ریاضی بد با معلم عربی بدمعاون بد هیچی نمیگم بدتر میشن والا یه فکری باید بکنم به حالشون

  • مصطفی گفت:

    عاشقتم به مولا آهنگات حرف نداره

  • SIMA گفت:

    نمیتونم اخه دیگه تحمل منم حدی داره بریدم ….فقط برام دعا کنید حالم خیلی بده

  • SIMA گفت:

    زیاد جدی نگیر گلم تو فقط درستو خوب بخون خانم دکتر شو بعد ما خودمونو بزنیم به مردن بیارن پیشت 😅😅😅😂😂😂

  • king love گفت:

    چن ناله

  • دنیز گفت:

    آره من بخورم عین گاو شم تو مانکن بمون خیلی زرنگید سیما راست میگه معلما رو وللش تو دکتر شو نی نی به دنیا اومدنش با تو

  • دنیز گفت:

    اصلا من نمیخوام اون از سعید اینم از شما فقط مونده بگید پیش مرگ فندق میشود سعید که دیگه هیچ بدنیا نیومد ۲ ساک لباس از طرف باباش بهش رسید بابا منم آدمم ما سیما بیا باهم اصلا دوتا بریم جهنم تصرف کنیم

  • بارانا گفت:

    ایشالله من که از خدامه دکترشم اونم دکتر قلب و عروق اما مادرم میگه یا دندون پزشک یا دارو سازی منم تو تموم کتابام ومیز مدرسه و خلاصه هرجا که گیر آوردم نوشتم دکتر فاطمه….متخصص قلب وعروق
    ایشالله هیچ وقت کارتون گیر یه دکتر نباشه

  • بارانا گفت:

    این دوران هم میگذره سیما روزای سخت ازبین میرن ولی آدمای سخت هرگز

  • دنیز گفت:

    اونم چه دورانی اومای گادددددد اصلا تو دکتر شو قول میدم خودمو بهت قالب کنم فقط یا عروق شو یا متخصص قلب مادرم که مادر شوهرم باشه هیچ نمیگه

  • دنیز گفت:

    من شوهر میییییخخخخخوووواااااممممم.

  • بارانا گفت:

    خب دکتر میشم یحک دکتری بشم که اومدتون پیشم آرزو بشه خخخخ
    همتون ویزیتین خیالتون راحت
    مگه نداری شوهر ذلیل

  • SIMA گفت:

    چه??!!!😧😧😧😧

  • دنیز گفت:

    من و شوهر ذلیلی دیگر چه حرفا ولی از شوخی گذشته سعید داداششو پا گشا کرده اسمم دنیز نیست اگه به سیاه سفید دست بزنم یا اینکه کوچک ترین کاری انجام بدم تازه میخواهم یک لباس خونگی مد نظرم میخواهم اونو بپوشم سه بلوز بالا نافی رینبودش توی پولی کوچولو ها با شلوارش کارم خوبه یا نه شو نمیدونم

  • SIMA گفت:

    والا منم نمیدونم🤔

  • دنیز گفت:

    میخواهم همشون زیر تریلی له شن مخصوصاسعید

  • دنیز گفت:

    فردا میرم این فندوق و به امیر معرفی کنم میخواهم برم قبرستون

  • SIMA گفت:

    😱😱😱😱

  • بارانا گفت:

    چرا عزیزم؟
    کمک خواستی با تریلی بیام؟

  • SIMA گفت:

    الهی بمیرم😢

  • بارانا گفت:

    وای دنیز نه

  • دنیز گفت:

    سه تا سوال دارم

  • دنیز گفت:

    سوال اول چطور میشه حسادت پنهون کرد جدیدا در حد چی به منشی سعید حسادت میکنم چون ماشاالله انقد جک و جلف هست که به هیچ نوع عمل زیبای نه نگفته بس که دست و دل بازه اینقدرم برا سعید عشوه مباد که اگه خر برا سلطان جنگل عشوه بیاد الان سوگلیش بود دوست دارم برم شرکت دختر و بنشینم. سر جاش دوستام گفتن گفتن اگه رفتی واسه دعوا ما پنج نفرم میآیم بگیریم بزنیممش درسته این کار یا نه

  • دنیز گفت:

    سوال دوم بنظرتون برا ولنتاین جنسیتش مشخص میشه با توجه به اینکه تو بهمن میرم تو سه ماهگی

  • دنیز گفت:

    و اما سوال سوم به پسر جون به سن و سال سعید چند ماه چند ماه نیاز به رابطه….. داره با توجه به اینکه سعید قبلا هرشب دختر میآورد ولی بعد از من دیگه نوچ بعد با رابطه زوری که داشتیم گفته تا خودت تا نخواهی دیگه کاری نمی کنم هر چند دیگه من از دنیای دخترانم جدا شودم

  • SIMA گفت:

    صد البته درسته عزیزم شما برید بزنیدش منم هواتونو دارم نترسید😐💋

  • SIMA گفت:

    بله عزیزم مشخص میشه راستی پنجم بهمنم تولدمه یادت نره تبریک بگی و همینطور شما ادمین جان❤❤❤

  • SIMA گفت:

    عه دختر زشته اینا دیگه چیه تو میگی😦😮😐خوب راستش هرچی بیشتر بهتر😶نخندینا میام میزنمتون😕

  • بارانا گفت:

    برو بکشش دنیز خب اول باهاش حرف بزن و از سعید بخواه کهاخراجش کنه اگه نشد این کارو حتما بکن

  • بارانا گفت:

    فکر کنم پایان سه ماه جنسیت معلوم بشه

  • بارانا گفت:

    خوبه خودش به نامزدش سرویس نمیده چه بیشتر بیشتری هم راه انداخته بگم بیاد بخونه آره آره
    تولدت پیشاپیش مبارک عزیز دلم بهترین دوست مجازیم

  • بارانا گفت:

    فکر کنم تا دوماه یا اوایل سه ماه بشه رابطه ساده داشت

  • SIMA گفت:

    خوب اره بارانا ولی توکه شرایط منو میدونی 😔فداتم دخی منم یه تبریک بهت بدهکار شدم ولی به موقعش💗💖

  • SIMA گفت:

    از هرچی رابطه بدم میاد بدم میاد بدم میاد الهی بمیرم راحت شم 😭😭😭

  • بارانا گفت:

    چی بگم قانون زندگی همینه
    خدانکنه دلت میاد آخه

  • دنیز گفت:

    سیما. خواهر فکر من نیستی فکر این فندوق باش همچین گفتی هرچه بیشتر بهتر منکه دیگه میترسم برم سمت اتاقش چه برسه به خودش

  • دنیز گفت:

    تتتتوووووللللللدددددددد ممممممببببباااااارررررکککککک این با جیغ میخونی مثل من

  • دنیز گفت:

    فردا میرم با این دخترم صحبت کنم ولی اگه آرامش سرش نشد دیگه منم پای سعید و وسط نمیکشم همونجا زحمت دوباره رو به دکترا میدم

  • SIMA گفت:

    لعنت به همه قانون های دنیا که توش شکستن دل پیگرد قانونی نداره 😓😪

  • SIMA گفت:

    اره دلم میاد همونطور که بقیه دلشون میاد💔💔💔

  • SIMA گفت:

    قربون اون فندق بشم من الهی😍😍

  • SIMA گفت:

    فدایت گلم😘

  • SIMA گفت:

    اره گلی برو حسابشو برس از طرف من م بزنش👊👋💃

  • SIMA گفت:

    این استیکر اخریه اشتباهی شدااا

  • SIMA گفت:

    ادمین یه کامنتم تایید نشده

  • SIMA گفت:

    خخ باشه خوب حداقل حذفش کن ادمین 🙂 خیلی ممنون

  • دنیز گفت:

    دختره نفهم بهش میگم صاحب داره صاحبش روش حساس مگه چه صاحب داشته باشه چه نداشته باش میخوامش منم گفتم پس صاحبش میگه ساعت ۳ تو شهر بازی بعدش رفتم خونه به بچه گفتم ساعت ۳ رفتیم دختره خرم اومد بود ولی سیما بارانا دختر تا منو دید خشک زد بد بخت حق داشت ۶ دختر لات که لباساشونم سته با سه سگ رفتم گفتم سلام بعد گرفتیم زدیم سعید فهمید کلی دعوامون کرد که شما دیگر بزرگ شدید راستی اسم سه فیلم ترستا که میخوام

  • دنیز گفت:

    راستی بارانا چرا گفتی قبرستون نرم پیش امیر

  • SIMA گفت:

    خوب میگم ادمین پس چرا تاییدش کردی?😯خخ فدات خیلی خیلی ممنون🤗🤗❤

  • بارانا گفت:

    واسه یه نفر ۶ تا زیاد نبود سگم همراه خودتون بردید دنیز تو خوده فیلم سینمایی یعنی اکیپتون منو کشته لایک

  • بارانا گفت:

    اگه ناراحتت نمیکنه برو عزیزم من فقط نمی خوامغم تو دلت بشینه گلم

  • بارانا گفت:

    سیما مخ کار می گیری!🤔😂

  • SIMA گفت:

    خاااااااااااااااااک🙌
    اسم یه فیلمو میگم سینمایی خودشم خارجیه ولی هفت قمست مختلف داره واس من که ترسناک نبود شمارو نمیدونم راستی من اسمشو میگم ولی تو نگا نکن یه موقع بچت سقت میشه خدایی نکرده اسم فیلمه wrong turn یعنی پیچ اشتباه خیلی ترسناکه ولی نه برای من توصیه میکنم نگا نکنین خودشم توش یکمی از این فیلمای بی تربیتی داره اونجارو بزن بره نگا نکن خخخخ البته مال من بدون سانسور بود خخخخخ

  • SIMA گفت:

    خخخخ نه بابا چ مخی دیدم خبری ازتون نیس گفتم یکم با ادمین اختلات کنم ادمینم که ماشاالله چه اختلاتی میکنه دهنم کف کرد خخخخخخخ😅

  • دنیز گفت:

    تازه اند از شما تعریف کردم بقول ساغر رفیق اکیپون دیگه ۶ نفره نیست ۸ نفرست بجای سلام اول حال شما دوتا رو میپرسن

  • دنیز گفت:

    بارانا هیچکس جای امیر و برا من پر نمیکنه از نظر من امیر باید منو ببخشه چون با این کاری که کردم یعنی به عقد سعید دراومدن بهش خیانت کردم بعدشم با وجود این بچه فک نکنم دیگر هیچوقت منو ببخشه خیلی دوس دارم وقتی فندوق به دنیا اومد بهش یاد بدم باباش امیر و سعید عموش اگه بتونم این کار میکنم که حداقل کاری که کرد جبران شه همین جورش حرف پشت سرمون اونقد هست حتی اومدن تو رومم گفتن گفتن خجالت نمایشی عقد کردی ۳ ۴ ماه ولی هنوز عروسی نکرد یا میان دختره هرجا معلوم نیست پسره برا چی میخواهد که عروسی نمیگره از یه طرف غم امیر از یه ورم حرفا ای

  • بارانا گفت:

    من که دل ندارم این فیلمارو ببینم عکسشو دیدم داشتم می مردم سیما چه دلی داری تو اففففف
    سیما جدی با جن ها در ارتباطی؟!

  • بارانا گفت:

    خخخ خوبیش به همینه دیگه پایان باز میذاره در جوابت هرجور که دوست داری جواب خودتو بدی البته با حس و حال استیکر های ادمین 😐.😂

  • بارانا گفت:

    وای دنیز سلام منم بو دوستات برسون به ساغرم بگو که لطف داره
    دنیز امیر رفته واسه همیشه رفته همه ماهنم یه روزی میریم این تقدیرش بوده و هیچکس نمی تونه با تقدیر بجنگه عزیزم تو بهش خیانت نکردی اگه این کارو نمی کردی بهش خیانت بود چون اون هم خوش بختی تو رو می خواست الانم می خواد بخشش به کدوم گناه می خوای بخشیده بشی دنیز به خودت بیا با خاطرات آدم نمی تونه زندگی بکنه فندق عشق منم از شوهرته شوهر شرعی و قانونی حق اینو داره که بابا شدن و بشنوه چه انتظاری داری به بچت بگی بابات مرد اول بچست و مثلا هیچی حالیش نمیشه این بچه نمی خواد بزرگ شه تو مدرسه مسخرش نمی کنن تنها به فکر خودت نباش الان اون هو یه آدمه روحیات الان تو روش اثر میذاره نذار یه آدم ناراحتی بشه اونم حق زندگی داره و حق داره به وجود باباش افتخار کنه و باباش براش اسطوره باشه
    حرف مردم بسیاره وآدم هم میسوزه واقعا اما الان خودت مهمی کاریه که شده بعد از این که فندق به دنیا اومد یه جشن بگیرین تموم عقده هاتم توش خالی کن می دونم بازم عروسی نمیشه اما این دیگه عشق توشه دنیز زندگی تو بکن و از تک تک لحظه هات لذت ببر فکر گذشته نباش که رفته دیگه هم برنمی گرده فقط شده یه تجربه که ازش درس بگیری این کلمه شاید برات زود باشه فهمش اما دنیز تو مادر شدی مادر خیلی از چیزارو به خاطر بچش به جون می خره که من مطمئنم تو هم همینطوری

  • SIMA گفت:

    خخخخخخ ادمین خیلی نمک داریا 😂😂

  • SIMA گفت:

    فدا مدا گلی سلام منم به دوستات برسون 😘😘😍😍راستی اسماشونم یکی یکی بگو ❤

  • SIMA گفت:

    خخخخخ اره انگار داشتن گوسفند میبریدن دلو روده پسره رو ریختن تو سطل بعدشم ریختن تو بشقاباشونو خوردن خخخخخخخخخخخخخخخ

  • SIMA گفت:

    نه بابا دیگه دکشون کردم برن ولی بضی وقتا یه چیزایی میبینم که بقیه نمیبینن بعضی وقتاهم انگار یکی اسممو صدا میزنه و بعدشم میخنده ولی خب من دیگه توجهی نمیکنم

  • SIMA گفت:

    ادمینم دیگه جوری جوابمو میده دیگه از کامنت گذاشتن پشیمون میشم البته ادمین ببخشیداااااا

  • بارانا گفت:

    تو که هرکیو بخوای به حرف میاری دیگه دردت چیه؟!🙂
    ادمینم یواش یواش زبون باز میکنه😐😂

  • SIMA گفت:

    فدا ارثیت دادا خخخخخخ😅

  • SIMA گفت:

    خوب من اینجا بادم🍆جون که نیستم این همه دارم بهتون حس میدم یکم انرژی داشته باشین باو خخخخخخ🙃

  • دنیز گفت:

    اسم دوستام ساغر آرام سپیده یلدا آوینا

  • دنیز گفت:

    آخرین بار که فیلم ترسناک دیدم تا به ماه با دانیال داداشم به جا میخوابیدم بدبخت دستشویی هم میرفت منم پشت سرش پشت ور وایمیستادم

  • دنیز گفت:

    باید در مورد امیر بهم فرصت داده بشه منکه اون برام خدا بود الانم نمیدونم چرا حس تکرار اون حسا اذیتم میکنه

  • دنیز گفت:

    سر امیر حدودی میگردم سر سعید حسادت کردم برا این که اینطور پیشه عذاب وجدان دارم

  • دنیز گفت:

    سر امیر حسودی

  • SIMA گفت:

    دیوونه ای بارانا اینجوری نگو یه وقت ادمین ناراحت میشه

  • SIMA گفت:

    واااای چ اسمای خوشگلی دارن😍البته یکم سختن😐

  • SIMA گفت:

    پس نگا نکن فیلمایی که گفتمو اخه برات خوب نیس گلی خخخخ

  • SIMA گفت:

    ادمین تو نگا کردی اون فیلمی که گفتمو????
    خیلی باحاله مخصوصا ۳و۵عالین هفتشم که چرت بود دوهم عالیه ولی بیشتر پنج اگه اکشن دوس داری یه نگا بهشون بکن مثل 💣میمونن خخ

    • Mohamadreza Mc گفت:

      قسمت یکشو یادمه ۸ الا ۹ سال پیش دیدم
      قسمت های بعدیشو هم چند سال پیش دیدم
      خیلی قدیمیه
      فیلم ترسناکی نیست
      چندش اوره

  • دنیز گفت:

    بارانا ساغر میگه قبل از اینکه قندوق بزرگتر شه تو هم خرس شی عروسی بگیرید والا نمی دانم بیخی عروسی میخواهم چیکار مهم حس امنیته که کنارش دارم کمکم حس میکنم

  • دنیز گفت:

    سیما یه لطف کن بیا بچه منم زبونشون باز کن

  • دنیز گفت:

    ا سیما تازه تازه من میخواستم اون قسمتی که ترسناک تره رو با بچه ببینیم سعید فردا شب مامانش دعواتمون کرده من لج کردم نگیرم قراره بااین پنج تا نخاله فیلم ببینیم از همه شجاع تر منو ساغرم که تا یک ماه با کوچک ترین صدای جیغ حالا از این هفتا کدوم ترسناک تره

  • دنیز گفت:

    ادمین تو فیلم ترسناک ترسناک رو به معود میشناسی

  • بارانا گفت:

    مگه بچست ناراحت شه یه شوخی بوده دیگه مگه غیر از اینه؟!😐
    ادمین ناراحت شدی؟😐

  • SIMA گفت:

    اره زیادی چندش اورن خخخ اره چهارتاشون قدیمیه

  • SIMA گفت:

    چجوری زبونشو وا کنم???😦

  • SIMA گفت:

    خخخخخخخخخخخخخخخخخ😂😂😂😂😂😂واااای مردم از خنده ادمین منظور دنیز رو به مرگه خخخخخخ خدا نکشتتون الهی 😅😅😅

  • SIMA گفت:

    خخخخخخخخ دنیز اون موت نه معود خخخخخ😂😂😂😂😂

  • دنیز گفت:

    منظورم اینکه انقدر ترسناک باشه که هرکس ببین سکته رو بزنه کل فیلم ترسناک مزش به همین خونه خالی چراغا خاموش با پنج تا نخاله از ترس گوشه بیمارستان

  • دنیز گفت:

    حالا اگه میشناسی چند فیلم اسمشو بگو برا شب میخوام

  • بارانا گفت:

    دنیز فندق چیزیش نشه ؟
    سیما آروم تر بخند از خواب بیدارمون کردی عجب همسایه هایی داریم ماها امشبم صدای جیغ ۷ نفرو باید تحمل کنم دنیز بیا منو ببر خونتون من تنهام امشب یعنی همه پنج شنبه ها تنهام قول میدم دختر خوبی باشماااا

  • دنیز گفت:

    امین داش پرسی امشب معلوم میشه اگه ما سکته رو بزنیم یعنی فیلمش واقعا فیلم اگه نه یعنی از فیلتر دنیز رد نشد

  • دنیز گفت:

    بارانا اجی همسایه هاتون مشکل روانی.دارن اجی بمیرم برات چرا تنها مگه این پنچ تا مردن انشالله ای پنج تا پیش مرگت شن خودتون کجاست تو بگو اگه نزدیک بود آره بیا اصلا تا فردا بمون فردا شب دوبار میرسونم خونتون

  • SIMA گفت:

    دیدی گفتم ناراحت میشه??خوب من شادو شنگولم ولی اهل شوخی نیستم متنفرم از هرچی شوخی البته به غیر از دوستامو خانوادم بقیه حق ندارن با من شوخی کنن🙃 ادمین قهر نباش دیگه من معذرت میخوام گلی لطفااا😍😉

  • SIMA گفت:

    ادمین این فیلمی که گفتی تو چ سبکیه چجوریه منم دان کنم موضوعش چیه??

  • SIMA گفت:

    راستی فیلم چشم ۱۰هم خوبه

  • SIMA گفت:

    مهمونی بدون من?????
    مگه میشه مگه داریم???!!!

  • SIMA گفت:

    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ واااااااای باز من مردم از خنده خخخخخخخخ خداااااااااا😂😂😂😂😂😂😂😂ادمین این معود چه کارایی که با ادم نمیکنه خخخخخخخ وااای الاناست که دق کنم از خنده 😂😂😂

  • SIMA گفت:

    خدا نکشتت دختر ببین به چه روزمون انداختی با این معودت خخخخخخخخخخ😂😂😂😂😂

  • دنیز گفت:

    سیما من از پاس کردن زبان فارسی متنفرممممم تو چرا همیشه خدام با خالم که معلم فارسی جنگ دارم۴

  • دنیز گفت:

    آه ادمین توم شماباید با ساغر چت کنید که بفهمید مسعود من سر چشمه ای از اونه

  • دنیز گفت:

    معود من از همنشین با ساغر سر چشمه میگره

  • دنیز گفت:

    سیما قربونت بره اون پنچ نخاله به همراه داش ادمین بدون تو نه تنها مهمانی نمیشه بلکه توی …… خوش نمره ولی بی شوخی بگو خودتون کاست اگه نزدیک لواسون بود بیام با ماشین دنبالت به باران هم گفتم

  • دنیز گفت:

    بخند ید بخندید منم به موقعش میخندم

  • دنیز گفت:

    داش آدمین داش کی اون فیلم دیدی

  • دنیز گفت:

    آها فقط یه چیزی آلان شبا میتوانی بخوابی نمیترسی تنهای چون من از دیشب اند جیغ زدم که نگو تازه موقع جیغ زدن حلالیت میگرفتم ساغرم که به گهه خوردن افتاده بود اون چهارتام که فقط تا موقع رفتن گریه میکردن منم از ترسم اومدم پارک تنها تا این موقع نشستم البته جای شلوغا

  • دنیز گفت:

    سیما چه غلطی کنم

  • دنیز گفت:

    اگه یه وقت نیومدم حلال کنید سید از ساعت ۴ ظهر زنگ میزنم من رد خو چی کار کنم میترسم ازش که اونم جن نباشه دیگر نمکزارها خونه تنها بمونم با این پنج تا خر حما نخاله بیشتر کثافت😢😢😢😧😧😢😢😢😢😢😢

  • دنیز گفت:

    داش ادمین اگه زن تو بود بجای من چیکارش میکردی

  • SIMA گفت:

    جریان چت ادمین با ساغر چیه?????نبینم داداشمو گمراه کنیا👿

  • SIMA گفت:

    مسعود دیگه کدوم خریه??

  • SIMA گفت:

    خدانکنه گلی شما💋

  • SIMA گفت:

    خااااااااااک عااااالم🙌 تو میدونی میترسی چرا فیلم اکشن میبینی اخه دختر مگه نگفتم نبین هیچی دیگه هرکی خربزه میخوره باید پای لرزشم بشینه خخخخخ بفرما تحویل بگیر خانوم

  • SIMA گفت:

    چی میگی دخی من خودم یه زمانی با اجنه ها بودنم از بارانا بپرس 😎

  • SIMA گفت:

    ادمین تروخدا تو فقط عصبی نشو مادیگه کاریت نداریم😐

  • دنیز گفت:

    بابا بیچاره ساغر خودش فعلا در عاشقی به سر میبرد

  • دنیز گفت:

    سیما تنبهه شدم اون چه تنبهه دو روز در کنار مادر شوهر با اون جاریای عتیقه ام بمونم زهرا عروس بزرگس مریمم که وسطیه من بی نوا کوچکم زهرا ۶ ساله امواج کرده به دختر سه ساله داره مریم بنده خدا که با اینکه چندماه بیشتر از اذواجشون نمره مگه دختره عیب داره زهرا فعلا تا یکی پسر نیاره حکومت میکنه از بدد ددددممممممم ممممممیییییییاااااددددد

  • دنیز گفت:

    داش ادمین جریان ساغر آینه که اون ازمن وضعش بدتره نمره فارسی دیکته همیشه ۱۱ نا قابله

  • دنیز گفت:

    مسعود همون معود خودمونه خرم نیست

  • دنیز گفت:

    سیما تو بارانا جای خالی مامان دریافت برام پر میکنید عین مامانم مراقبم هستین

  • دنیز گفت:

    پرسی که هستید مامان کوچولو ها

  • دنیز گفت:

    داش ادمینم جای دنبال برام پر کرده

  • SIMA گفت:

    اهان من گرفتم ادمین دنیز میگه ساغر خیلی شلخته و بدجنسو درس نخون و تنبله واس همین میگه اگه ساغر زن تو میشد تو چیکار باهاش میکردی ???😊واقعا چیکار میکردی لابد میزدی میکشتیش😵

  • SIMA گفت:

    اهان پس تو هپروته خخخخ

  • SIMA گفت:

    اره شما فقط بدت بیادااا از طرف منم بدت بیاد خخخخخخ

  • SIMA گفت:

    مسعود نامزدته???نه اونکه سعید بود لابد برادر شوهرته??🤔🤔

  • SIMA گفت:

    خخخخخخخ ادبیات من همیشه ۲۰بود اخه عاشق ادبیاتم شعراش انقد پر معنی و احساسی بودن واس همین علاقه ام به ادبیات بعضی وقتا شعر میگم..

  • SIMA گفت:

    خخخخ فدایی داری عزیزم تو میدونستی بارانا دخترمه???من مامان بارانام چ اشکالی مامان توام میشم

  • SIMA گفت:

    چییی? ادمین مگه تو چن سالته???البته فضولی نباشه ها خب نامزد منم نه سال ازم بزرگتره 😐

  • SIMA گفت:

    راستی ادمین موزیک ویدیو جدید مهدی احمدوند عشق منی و نمیزاری سایت??

  • SIMA گفت:

    امسال برای اولین بار اینجا داره برف میباره واقعا خیلی خوشحالم ولی درختامون داشتن جوانه میزدن حیف شد 😪

  • SIMA گفت:

    سلام..
    خوبی ادمین?

  • SIMA گفت:

    راستی دنیز تو چن سالته???

  • دنیز گفت:

    من همسن و سال خودتم ۱۶ ۱۷ سالمه

  • دنیز گفت:

    سیما به خبر بد

  • SIMA گفت:

    چ خبر بدی??تروخدا بگیا من طاقتشو دارم نترس😖

  • دنیز گفت:

    هیچ من گفتم دو بهمن برام مهمه اونام گفتن دو بهمن پس عروسی بگیرید همش مقصر جاری عفریتم زهراس

  • SIMA گفت:

    راستی کلاس چندمی دنیز😐

  • SIMA گفت:

    مگه دو بهمن چیه که برات مهمه البته فضولی نباشه ها

  • دنیز گفت:

    تولد تو

  • دنیز گفت:

    کلاس دهم

  • دنیز گفت:

    بنظرت خوشبخت میشم یا اونم مثل امیر ولم میکنه و میره

  • SIMA گفت:

    خخخ الهی قربونت برم عزیزم تولد من پنجم بهمن نفسم ..😍💋💖
    تولد تو کیه عزیزم??

  • SIMA گفت:

    پس هم سنیم موفق باشی گلم

  • دنیز گفت:

    من متولد مردادماهم ۱۵

  • 
    برچسب ها